يكشنبه 17 فروردين 1399

یادداشت ها

پشت پرده انتقال پادگان ارتش از کهنوج کیست:

پادگان ارتش در کهنوج می ماند یا نمی ماند؟

 با توجه به قدمت ارتش در کهنوج و اینکه از قبل از انقلاب اسلامی ارتش در کهنوج حضور داشت نشان از استراتژیک بودن این منطقه است و با اینکه حدود 10 سال است که ارتش جمهوری اسلامی ایران مطالعات خود را شروع کرده و به این نتیجه رسیده است که در شهرستان کهنوج پادگان ارتش استقرار یابد و از یکسال پیش وارد فاز اجرایی شده است و عملیات اجرایی آن هم شروع شد. از آنجایی که حضور ارتش در شهرستان کهنوج باعث ایجاد امنیت و آرامش روانی برای مردم شهرستان و جنوب شرق کشور بود. در شهرستان کهنوج 1200 هکتار زمین در اختیار ارتش سرافراز قرار گرفت و زیرساخت هایی مثل آب و برق و گاز هم با سرعت بالا انجام شد تا خللی در روند احداث پادگان صورت نگیرد و برای استقرار ارتشیان عزیز هم با همکاری اداره کل راه و شهرسازی جنوب مسکن های مهر به ارتش واگذار شد.

ساخت پادگان ارتش تعطیل شد و کارکنان تسویه شدند

همه چیز خوب پیش میرفت تا اینکه از چند وقت قبل زمزمه های جابجایی و انتقال ارتش شنیده میشد ولی کسی باور نمیکرد! و هر کسی چنین حرفی را غیر منطقی و غیر ممکن میدانست و میگفتند مگر میشود منطقه ای با مطالعه برای ساخت پادگان نظامی آن هم ارتش منظم ایران در نظر گرفته شود و یک شبه جابجا شود این حرف ها و فرضیه ها غیرممکن است. مسئولین شهرستان هم در جواب این زمزمه ها چنین موضوعی را از اصل تکذیب میکردند و در جواب متوقف شدن کار ساخت پادگان میگفتند که اولویت پادگان تغییر پیدا کرده و با توجه به اولویت، بودجه به ساخت پادگان اختصاص می یابد و با تامین بودجه ساخت و ساز پادگان هم دوباره شروع خواهد شد. ولی متاسفانه و در کمال ناباوری زمزمه ها به حقیقت پیوست و تمام کارهای ساخت پادگان ارتش در شهرستان کهنوج تعطیل و با کارکنان تسویه شد و انتقال پادگان به جایی دیگر به حقیقت پیوست و این موضوع آنقدر برای مردم مهم بود که امام جمعه شهرستان کهنوج هم در خطبه های نماز جمعه از این موضوع ابراز نگرانی کردند.

نماینده پنج شهرستان جنوبی:

عملیات ساخت و ساز پادگان ارتش در کهنوج تعطیل شده است

احمد حمزه نماینده مردم پنج شهرستان جنوب کرمان در مجلس در نطق اردیبهشت ماه خود در مجلس یادآور شد: «عملیات ساخت و ساز پادگان جنوب کرمان در شهرستان کهنوج است تعطیل شده و از رهبر معظم انقلاب می‌خواهیم که دستور به ادامه ساخت و ساز را صادر کنند.»

فرماندار کهنوج:

جابجایی پادگان ارتش منتفی است

وحدت عیدی فرماندار شهرستان کهنوج در گفتگو با رودبارزمین گفت: «بحث جابجایی پادگان ارتش صحت ندارد و ساخت آن به دلیل مشکلات مالی به تاخیر افتاده است. وی گفت: در دیداری که با معاون پارلمانی وزیر دفاع داشته ایم خواسته ها و دغدغه مردم را منعکس کردیم و نامه ای را با امضاء ائمه جمعه و فرمانداران پنج شهرستان جنوبی از طریق معاون پارلمانی وزیر دفاع تقدیم کردیم که ایشان در جواب گفتند ارتش در اساس با نظم و اصولی کار انجام می دهد و بر اساس اولویت امنیتی در دستور کار اولیه نیست و از دستور کار خارج نشده و حتما احداث میشود و جابجایی پادگان ارتش منتفی است.

فرماندار شهرستان کهنوج با اشاره به پیگیری های صورت گرفته جهت تسریع در ساخت پادگان ارتش افزود: ارتش نقش مهمی در تثبیت امنیت پایدار و زیر بنای پیشرفت و توسعه در منطقه خواهد داشت و همه مسئولین از جمله دکتر حمزه نماینده پنج شهرستان جنوبی با تمام توان پیگیر هستند و این هفته با وزیر دفاع دیدار خواهند داشت و وقت ملاقاتی هم با رئیس ستاد کل نیروهای مسلح گرفته اند که انشاالله روند ساخت پادگان تسریع شود.»

مسئولین همیشه به جنوب استان کرمان به چشم محروم نگاه میکنند و همیشه از محرومیت جنوب حرف میزنند در حالی که جنوب محروم نیست بلکه مظلوم است و ظلم هایی که در این سالیان به جنوب شده است باعث محرومیت و عدم توسعه این منطقه شده است. جنوبی که دارای معادن عظیم از جمله معدن تیتانیوم کهنوج است که سومین معدن تیتانیوم جهان است و تا 50 سال آینده ذخیره تیتانیوم دارد بیش از 20 سال هنوز مورد بهره برداری قرار نگرفته است. جنوبی که با خاک حاصلخیزش یکی از قطب های کشاورزی کشور است ولی کشاورزانش با بی تدبیری و عدم توجه مسئولین بخش کشاورزی به ویژه در زمینه ترویج به خاک سیاه نشسته اند و محتاج شام شب هستند چنین منطقه ای را نمی توان محروم دانست محروم آن است که از ذخایر خدادادی بی بهره است نه جنوبی که سرشار از ذخایر عظیم است.

اگر پادگان ارتش از جنوب برود امید هم برای همیشه از جنوب می رود

با ورود ارتش به جنوب کرمان و شهرستان کهنوج مردم امیدوار به توسعه پایدار منطقه شدند چرا که با ورود ارتش علاوه بر امنیت روانی توسعه را هم به همراه خواهد داشت و نگاه مسئولین کشوری و لشکری به جنوب بیشتر خواهد بود و جنوب بیشتر دیده خواهد شد.

اکنون وقت آن است که استاندار محترم که به دنبال توسعه پایدار هستند تلاش کنند تا زمینه ساخت و ساز پادگان ارتش در شهرستان کهنوج از سر گرفته شود و مسئولین محترم از ائمه جمعه و فرمانداران و نمایندگان جنوب در مجلس شورای اسلامی تمام تلاش خود را در این موضوع بکار گیرند چرا که اگر این پادگان از جنوب انتقال یابد امید هم برای همیشه از جنوب و مردمانش خواهد رفت.رودبارزمین، کیانوش سهرابی/

برپایی نمایشگاه های شهرستان کهنوج

در برگزاری نمایشگاه نگاهتان به منافع شخصی نباشد

هر ساله شاهد برپایی نمایشگاه هایی با عناوین مختلف و با شعار از "تولید به مصرف" در سطح شهرستان کهنوج هستیم از نمایشگاه بهاره تا پاییزه گرفته یا به مناسبت های مختلف مانند ماه مبارک رمضان و شعار نمایشگاه که عرضه مستقیم کالاست با محصولاتی که در نمایشگاه عرضه می شود همخوانی ندارد.در نمایشگاه های برپا شده کهنوج نمایندگی شرکت ها و تولیدکنندگان وجود ندارند و غرفه داران همگی واسطه هستند.

نمایشگاه بهاره کهنوج این بار در بدترین شرایط برگزار شد .نمایشگاهی که به گفته مسئولان برگزاری بزرگترین نمایشگاه با 380 غرفه در کهنوج بود.. از آنجایی که اکثر مردم کشاورز هستند و امسال محصولشان روی زمین ماند شاید امیدشان به قیمت ها و کیفیت محصولات عرضه شده در نمایشگاه بود تا بتوانند مایحتاج خود را با کیفیت بهتر و قیمت مناسب تر تهیه کنند ولی با برپایی نمایشگاه شاهد محصولات بی کیفیت در نمایشگاه بودند.

نمایشگاهی که بازدیدکنندگان از کیفیت اجناس رضایت نداشتند و برخی هم قیمت ها را بالا میدانستند.علاوه بر اینها محیط نمایشگاه و گرمای هوا هم مزید بر علت ناراحتی بازدیدکنندگان بود.

بازدیدکننده ای از گرمای هوا و نبود لوازم سرمایشی در نمایشگاه گله مند بود گفت: با این گرمای هوا هیچ وسیله سرمایشی وجود ندارد و معلوم نیست چرا این نمایشگاه را در این فصل و با این امکانات برگزار کرده اند.نظم خاصی هم بر نمایشگاه حاکم نیست و صنف های مختلف در یک راهرو قرار دارند اگر اصناف ساماندهی میشدند و هر راهرو به صنف های خاص تعلق میگرفت بهتر میتوانستیم محصولات را مقایسه و انتخاب کنیم.

در این میان فروشندگان شهر هم ناراضی تر از همیشه و گله مند از مسئولین که چرا در این شرایط بد اقتصادی با برگزاری نمایشگاه همین مقدار فروش ما را هم به حداقل رساندند. و حرف شان این بود که اگر قرار است نمایشگاهی برگزار شود به شیوه ای باشد که تولیدکنندگان حضور یابند و عرضه مستقیم باشد نه واسطه هایی که اجناس بنجل و بی کیفیت خود را عرضه کنند.اگر نمایشگاه با حضور تولید کنندگان باشد به نفع من فروشنده هم هست میتوانم با چند تولید کننده در این نمایشگاه ها آشنا شویم و بتوانیم محصولات جدیدتر و با کیفیت تر و با قیمت مناسب تهیه و عرضه کنیم. نه اینکه واسطه ها با اجناس دسته چندم در شهر ما نمایشگاه دایر کنند و مردم هم بخاطر قیمت پایین برخی اجناس بی کیفیت رابخرند.و اصلا نظارتی بر قیمت ها و کیفیت ها در نمایشگاه نمیشود.و این نمایشگاه ها فقط برای عده ای نان و آب دارد و برای مردم هیچ سودی ندارد.

امیدواریم مسئولان مربوطه در برگزاری نمایشگاه ها نگاهشان به منفعت شخصی نباشد و منافع مردم را در دادن مجوز برپایی نمایشگاه در نظر بگیرند. کیانوش سهرابی/

به مناسبت روز جهانی ماما:

قابله ها فرشتگان نجات مادران دیروز

« قابله یا مامای محلی به زنی گفته می شد که به صورت تجربی در کار زایمان زنان استاد بود و به آنان هنگام زایمان برای به دنیا آوردن فرزندشان کمک می کرد. البته قابله ها در سایر امور مربوط به بیماری های زنان مانند سقط جنین و نازایی نیز مداخله می کردند. جالب است بدانید تا پیش از فراگیر شدن پزشکی نوین و ظهور ماماها در ایران و تا اوایل دوره سلطنت پهلوی، قابله ها تقریبا تمام امور مربوط به زایمان را به عهده داشتند.»

روزگار سختی بود. دوا و درمان را محلی ها بر عهده داشتند. درآن روزگاران نه چندان دور بیماری های کودک کش بود و مردمی ساده زیست. هر مادر ده پانزده شکم می زایید و شاید نصف یا کمتر از آن برایش می ماند. تنها کسی که توالی نسل ها را باعث می شد قابله بود. او ابزار خاصی برای این کار نداشت و از مواد و لوازم سنتی آن دوران برای کمک به مادارن استفاده میکرد. گاه و بی گاه شب یا نیمه شب پیاده یا سواری شتابان یاا...گویان به سراغ او می آمد و او را بر بالین زائویش می برد. تا قبل از گذاشتن بار بر زمین هریک جایی به لاک خویش خزیده و دود چلیمی* به هوا میرفت اما صدای جیغ نوزاد که بر می خاست اوضاع تغییر میکرد کسی آتش می افروخت و دیگری گوسفندی سر می برید و شش شب مراسم زادمان بر گزار میشد. رودبارزمین به سراغ ماماهای محلی رفته تا در روز ماما از دوران های گذشته یادی کند البته تا جایی که ذهن این کهنسالان یاری کند:

مریم کریمیان پیرزنی فرتوت از جمله ماماهای محلی به شمار میرود که با دستان توانمند خویش دم و بازدم حیات را به کام نوزادان این دیار چکانده است زهرا پورکریمدادی فرزند نامبرده در جوار مادر کسب تجربه کرد و خود به یکی از ماماهای خبره مبدل گشت و مادران زیادی را همیار شد تا بار بر زمین بگذارند. پورکریمدادی در این زمینه دارای تبحری خاص می باشد و عنوان میکند از طریق صورت زائو و فرم شکم تشخیص داده می شود در هنگامه تولد نوزاد ابزار خاصی نداشتیم اما در این زمینه برخی شگردها را به کار می بستیم تا کمکیار زائو باشیم. یکی از این شگرد ها این بود که اگر زایمان به مشکل میخورد دو نفر در حالیکه هریک طنابی را بالا گرفته بودند در طرفین زائو قرار میدادیم تا زائو طنابها را به دست گرفته و خود را بالا گرفته و کار بر او آسان شود. بعضی مواقع که نوزاد به قول محلی گشته باشد زائو را مجبور میکردیم روی زانوهایش بچرخد تا نوزاد حالت طبیعی خود را پیدا کند. پورکریمی درباره رژیم غذایی به زائو می گوید: بعد از تولد برخی غذاها هم که زائو را از خوردن آن منع میکردیم گوشت گوسفند یا گاو و همچنین حبوبات بود البته پس از تشخیص طبع سرد و گرم برای هر زائو غذایی خاص نسخه میکردیم و زائو باید غذاهای محلی و فوق مقوی همچون گداخته میل میکرد تا تعادل گرمایی رحم حفظ شود یا بعضی ورزشها به زائو آموخته می شد تا از افتادگی رحم جلو گیری شود. پورکریمی میگوید: برای این کار چیزی دریافت نمیکردیم اما امکان داشت کسی به عنوان شیرینی چیزی در اختیارمان قرار دهد. خانم ربابه گلشنی در باره اسامی و تاریخچه ماما و مامایی در مردهک و روستاهای مردهک عنوان کرد: حکیمه و سکینه گلشنی که سی سال از فوت آنها میگذرد از جمله مامایان خبره بودند که تجربیات خود را به نسل بعد منتقل میکردند. رودبارزمین، سلمان گلشنی/

* چلیم: قلیان.

قابل توجه استاندار در تاخیر انتصاب رئیس سازمان صنعت، معدن و تجارت جنوب کرمان؛

مهندس حسینی نژاد همچنان در مسیر کرمان- جیرفت در حرکت است!

 تغییر رئیس سازمان صنعت، معدن و تجارت جنوب کرمان درست در روزهای پایانی سال 96 رقم خورد و انتخاب سرپرست برای این سازمان با حاشیه هایی همراه شد. ما کاربه این حاشیه ها نداریم که دخالت نمایندگان جنوب کرمان درمجلس و مقاومت استاندار در برابر انتخاب آنها مسبب آن شد که آقای حسینی نژاد با حفظ سمت، مسئولیت اداره هر دو سازمان صنعت، معدن و تجارت شمال استان و جنوب استان را بر عهده بگیرد. هر چند این انتخاب شوک برانگیز قرار بود به گفته استاندار با آمدن بهار تغییر کند و رئیس سازمان جنوب معرفی گردد اما همانطور که شاهد هستیم روزها و ماههای فصل بهار دارند یکی پس از دیگری طی می شوند و از رئیس جدید سازمان جنوب خبری نیست و حسینی نژاد همچنان یک تنه بار این مسئولیت عظیم را به دوش میکشد. به این صورت که چند روز از هفته را در محل سازمان شمال استان و چند روز هفته را در سازمان جنوب سپری می کند. البته اینکه یک نفر چگونه از عهده مدیریت دو سازمان عریض و طویل آنهم سازمانی به وسعت صنعت، معدن و تجارت بر می آید و همچنان چندین ماه است که در این سمت باقی است، را باید از استاندار محترم پرسید. قحط الرجال هم اگر باشد که نیست، باید طی این چند ماهه فردی برای این کرسی مهم در جنوب کرمان انتخاب می شد. هر چند ماه گذشته کمالی پور نماینده مردم جیرفت و عنبرآباد در مجلس از انتخاب رئیس خبر داد که به زودی انجام میشود اما باز هم این اتفاق نیقتاد و همچنان حسینی نژاد در مسیر کرمان، جیرفت و بین دو سازمان صنعت، معدن و تجارت شمال و جنوب در حرکت است.

اما سخنی با استاندار محترم؛ در سالهای اخیر اخبار سازمان صنعت، معدن و تجارت جنوب کرمان حکایت از کشف معادن مس و کروم و غیره در جای جای جنوب می دهد و وقتی کارخانجات فراوری مس از گوشه گوشه منطقه سر برآورد گمانمان بر این بود این پیشرفت و توسعه معدنی و صنعتی بتواند در آینده ای نزدیک سبب اشتغال خیل عظیم جمعیت بیکار جنوب شود، گمان می کردیم کشاورزان بدونِ درآمد جنوب می توانند به شغلی پایدار در حوزه صنعت و معدن دست یابند و از این فلاکتی که هر ساله با کسادی بازار محصولاتشان گریبانگیر آنها می شود نجات می یابند. زیرا حوزه صنعت و معدن می تواند جایگزین مناسبی برای توسعه اقتصادی منطقه و کسب درآمد مردم جنوب باشد بخصوص در این سالهای خشکسالی زده ای که تولید محصولات کشاورزی با مشکلات زیادی همراه است و از آنسو هیچ توشه ای هم برای کشاورز در بر ندارد. اما با حاشیه های ایجاد شده برای سازمان صنعت و معدن جنوب انگار توسعه این بخش در جنوب زیاد مورد توجه مسئولان بالادستی نیست چرا که اگر اینگونه بود باید برخوردی به مراتب مهربانانه تر و مسئولانه تر با این سازمان میشد نه اینکه انتخاب رئیس این دم و دستگاه عریض و طویل ماهها به طول بیانجامد و در این مدت یک نفر اداره دو سازمان را بر عهده داشته باشد.

انتظار می رود استاندار محترم برای تعیین مسئول این مجموعه رو به توسعه در جنوب کرمان تدبیری بیاندیشند و به کار خود سرعت بخشند تا قطار توسعه صنعتی و معدنی جنوب بدون وقفه به حرکت خود ادامه دهد. باشد که چنین باشد.مژده مشایخی/

 

 توجه وضرورت به اهمیت محیط زیست به عنوان سرمایه ی غیرقابل بازگشت به چرخه ی طبیعت و زندگی مهم ترین دلیل توجه به امر محیط زیست است. دهستان کوهستانی مارز شهرستان قلعه گنج از جمله مناطق دارای تنوع زیستی بسیار مهم در جنوب کرمان است که بسیار مظلوم واقع شده است و انطور که باید نتوانسته ایم این تنوع زیستی را حفظ و حراست کنیم.

منطقه ی مارز در عرصه ی تنوع زیستی جانوری بسیار غنی است اما دچار کم توجهی مسئولان اداره حفاظت محیط زیست قرار گرفته است گونه های جانوری همچون میش و قوچ، کل و بز و خرس اسیایی و پلنگ ایرانی و بسیاری از جانورانی که در معرض انقراض قرار دارند در این منطقه یافت می شود. وقوع خشکسالی و خشک شدن چشمه ها و رودخانه ها و کمبود و نبود ابشخور حیات وحش وکمبود علوفه و تخریب زیستگاه ها و شکار بی رویه و دخالت انسان در طبیعت و شیوع بیماری های که لاشه ی سایر جانوران وحشی مرده نیز انتقال می یابد توانسته حیات وحش مارز تحت تاثیر قرار دهد و بسیاری از اینگونه حیوانات تلف شوند. شعیب یکی از اهالی دهستان مارز است که به خبرنگار ما می گوید؛

باتوجه به اینکه پائیز و زمستان سال قبل هیچگونه بارشی در منطقه نداشتیم و کمبود علوفه و خشک شدن چشمه ها و رودخانه ها باعث کاهش زاداوری و حتی مرگ و میر در میان حیوانات وحشی این منطقه شده است و خسارات های جدی و جبران ناپذیری را به حیات وحش منطقه وارد کرده است. خشکسالی باعث شده حیوانات وحشی به باغ های کشاورزی و مزارع اهالی روستا هجوم بیاورند و تجمع انها در کنار اب و ابادی موجب سواستفاده ی شکارچیان می شود. اهالی و شورای دهستان مارز برای راه اندازی یک پایگاه حفاظت محیط زیست در این منطقه ضروری میدانند و می گویند؛ اگر نیروی محیط بان از میان جوانان و بومیان منطقه ی مارز بکارگیری شود و پایگاه حفاظت محیط زیست این منطقه راه اندازی شود مشارکت مردمی در حفاظت گونه های جانوری بیشتر و بهتر می شود. برخی اهالی از اقدامات و عملکرد اداره حفاظت محیط زیست گله مند هستند و می گویند؛

کمبود و نبود آبشخور حیات وحش و یاسایر موارد دیگری که ناشی از خشکسالی ست موجب مرگ و میر این حیوانات شده است و اداره حفاظت محیط زیست اقدامات و عملکرد بهتر و بیشتری را در این باره باید انجام دهد.

(تصویر از لاشه ی حیوان توسط یکی از اهالی گرفته شده و برای نشریه ارسال شده است.) رودبارزمین، ادیب حیدری/

مطالب ویژه