دوشنبه 13 مرداد 1399

یادداشت ها

عکس

 
 
 

به مناسبت روز جهانی ماما:

قابله ها فرشتگان نجات مادران دیروز

« قابله یا مامای محلی به زنی گفته می شد که به صورت تجربی در کار زایمان زنان استاد بود و به آنان هنگام زایمان برای به دنیا آوردن فرزندشان کمک می کرد. البته قابله ها در سایر امور مربوط به بیماری های زنان مانند سقط جنین و نازایی نیز مداخله می کردند. جالب است بدانید تا پیش از فراگیر شدن پزشکی نوین و ظهور ماماها در ایران و تا اوایل دوره سلطنت پهلوی، قابله ها تقریبا تمام امور مربوط به زایمان را به عهده داشتند.»

روزگار سختی بود. دوا و درمان را محلی ها بر عهده داشتند. درآن روزگاران نه چندان دور بیماری های کودک کش بود و مردمی ساده زیست. هر مادر ده پانزده شکم می زایید و شاید نصف یا کمتر از آن برایش می ماند. تنها کسی که توالی نسل ها را باعث می شد قابله بود. او ابزار خاصی برای این کار نداشت و از مواد و لوازم سنتی آن دوران برای کمک به مادارن استفاده میکرد. گاه و بی گاه شب یا نیمه شب پیاده یا سواری شتابان یاا...گویان به سراغ او می آمد و او را بر بالین زائویش می برد. تا قبل از گذاشتن بار بر زمین هریک جایی به لاک خویش خزیده و دود چلیمی* به هوا میرفت اما صدای جیغ نوزاد که بر می خاست اوضاع تغییر میکرد کسی آتش می افروخت و دیگری گوسفندی سر می برید و شش شب مراسم زادمان بر گزار میشد. رودبارزمین به سراغ ماماهای محلی رفته تا در روز ماما از دوران های گذشته یادی کند البته تا جایی که ذهن این کهنسالان یاری کند:

مریم کریمیان پیرزنی فرتوت از جمله ماماهای محلی به شمار میرود که با دستان توانمند خویش دم و بازدم حیات را به کام نوزادان این دیار چکانده است زهرا پورکریمدادی فرزند نامبرده در جوار مادر کسب تجربه کرد و خود به یکی از ماماهای خبره مبدل گشت و مادران زیادی را همیار شد تا بار بر زمین بگذارند. پورکریمدادی در این زمینه دارای تبحری خاص می باشد و عنوان میکند از طریق صورت زائو و فرم شکم تشخیص داده می شود در هنگامه تولد نوزاد ابزار خاصی نداشتیم اما در این زمینه برخی شگردها را به کار می بستیم تا کمکیار زائو باشیم. یکی از این شگرد ها این بود که اگر زایمان به مشکل میخورد دو نفر در حالیکه هریک طنابی را بالا گرفته بودند در طرفین زائو قرار میدادیم تا زائو طنابها را به دست گرفته و خود را بالا گرفته و کار بر او آسان شود. بعضی مواقع که نوزاد به قول محلی گشته باشد زائو را مجبور میکردیم روی زانوهایش بچرخد تا نوزاد حالت طبیعی خود را پیدا کند. پورکریمی درباره رژیم غذایی به زائو می گوید: بعد از تولد برخی غذاها هم که زائو را از خوردن آن منع میکردیم گوشت گوسفند یا گاو و همچنین حبوبات بود البته پس از تشخیص طبع سرد و گرم برای هر زائو غذایی خاص نسخه میکردیم و زائو باید غذاهای محلی و فوق مقوی همچون گداخته میل میکرد تا تعادل گرمایی رحم حفظ شود یا بعضی ورزشها به زائو آموخته می شد تا از افتادگی رحم جلو گیری شود. پورکریمی میگوید: برای این کار چیزی دریافت نمیکردیم اما امکان داشت کسی به عنوان شیرینی چیزی در اختیارمان قرار دهد. خانم ربابه گلشنی در باره اسامی و تاریخچه ماما و مامایی در مردهک و روستاهای مردهک عنوان کرد: حکیمه و سکینه گلشنی که سی سال از فوت آنها میگذرد از جمله مامایان خبره بودند که تجربیات خود را به نسل بعد منتقل میکردند. رودبارزمین، سلمان گلشنی/

* چلیم: قلیان.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مطالب ویژه