درد دل مادر قربانی اسیدپاشی در کهنوج؛
پسرم به کدامین گناه کشته شد؟
« از شب 21 مرداد ماه پر رنج ترین و زجرآورترین روزها را پشت سر گذارد. وقتی نوبت به تعویض پانسمانش می رسید، التماس و خواهش و فریادش به اوج می رسید که او را به آن اتاق نبرند،اتاقی که به گفته او در آن می مرد و زنده می شد انگار سرش را جدا می کردند و روی سینه اش می گذاردند، بس که تعویض پانسمان دردی غیرقابل تحمل داشت.کاش پسرم در همان روز جنایت، مرده بود و در این مدت شصت روز در بیمارستان اینقدر زجر نکشیده بود.»
این حرف ها را یک مادر می زند. مادر دلسوخته ای که این روزها در فراق پسرش بی تابی می کند. او مادر رضا قاسمی قربانی اسیدپاشی کهنوج است، جنایتی فجیع که به عقیده مادر داغدار، پسر جوان و سالمش را از آنها گرفت، بدون اینکه جرم و گناهی داشته باشد.
او در ادامه درد دلش به خبرنگار رودبارزمین می گوید: رضا فرزند ارشدم بود. زمستانها در کنارهم کشاورزی می کردیم و در سه ماه تابستان که کاری نداشت، برای گذران امور خانواده ای که تازه تشکیل داده بود، در مغازه لوازم یدکی در کهنوج شاگردی می کرد. رضا از صبح ساعت 7 می رفت سر کار تا ساعت 9 شب مغازه بود، با حقوقی ناچیز که فقط کفاف خرج و خوراک بچه سه ساله اش را می داد. صاحب کار رضا فردی مشهدی بود که در کهنوج مغازه لوازم یدکی دایر کرده بود و کار و بارش پررونق شده بود، اما گویا به مذاق یکی از هم صنفانش خوش نیامده بود که فردی غیر بومی در شهر آنها از خودشان، موفق تر است. به همین دلیل گاها مزاحمت هایی برای او ایجاد کرده بودند، از جمله آتش زدن منزلش. خلاصه هر بار به بهانه ای سعی داشتند این مغازه دار غریب را بیازارند، تا اینکه گویا به این بهانه که جنس های خود را ارزان تر می فروشد، به او معترض شدند و حتی کار به جایی رسید که او را تهدید به اسید پاشی کردند. چهارشنبه شب، 21 مرداد ماه 94 ساعت 9 شب در حالی که رضا همراه با صاحب کارش، بعد از کارت به کارت کردن پول، وقتی که از یک کوچه می گذشتند توسط راکبان موتورسیکلتی که یک نفر از آنها پارچی در دست داشت، اسید بر سر و روی آنها پاشیده شد. رضا از بیمارستان با خانه تماس گرفت و فریاد سوختم سوختم او همسرش را به سوی بیمارستان کشانید، او گمان برده بود که رضا تصادف کرده است. با مراجعه به بیمارستان کهنوج، متوجه می شوند اسید بر روی آنها ریخته اند و آنها به دلیل شدت سوختگی خیلی سریع با بدن های تاول زده به مرکز استان اعزام شدند. شصت روز من و همسرش در شهرغریب، مقابل بیمارستان چادر زدیم تا در کنار رضا باشیم، شصت روز همراه رضا درد کشیدیم، شصت روز همراه رضا مردیم و زنده شدیم. ولی انگار خدا نمی خواست رضا بیشتر از این مال ما باشد. رضا با جسم سوخته و بی رمق از دنیا رفت. در این روزها همه اش از همه می پرسم پسرم به چه گناهی از دستم رفت؟.کدام سنگدلی اسید بر سر و روی پسر بی گناه من پاشید؟
ما از مسئولان قضایی می خواهیم قاتل پسر بی گناهمان را دستگیر کند. ما غیر از خدا کسی را نداریم، از خدا می خواهم قاتل فرزندم شناسایی شود تا به او بگویم: به چه جرمی و به چه گناهی پسر مهربان و زحمتکش من را کشتی؟
رضا قاسمی جوان 30 ساله، یکی از دو نفر قربانی اسیدپاشی کهنوج است که چهارشنبه گذشته بعد از تحمل درد و رنج فراوان به دلیل عفونت شدید ریوی درگذشت، از رضا قاسمی یک پسر سه ساله به نام علی اکبر به یادگار مانده که اینروزها زیاد بهانه پدرش را می گیرد. مصدوم دیگر که 42 ساله و اهل مشهد است همچنان در بیمارستانی در آن شهر بستری می باشد.
گفتنی است بعد از وقوع این جنایت، سه نفر مظنون دستگیر شدند که زیاد در بازداشت بسر نبردند و بعد از سه روز آزاد شدند!. ولی با مرگ یکی از قربانیان، رئیس دادگستری استان از صدور حکم جلب سه مظنون پرونده اسیدپاشی خبر داد.
مژده مشایخی



کلیه حقوق مادی و معنوی وب سایت برای پایگاه خبری رودبارزمین محفوظ می باشد.