چهارشنبه 6 خرداد 1405
unnamed     

نماد

یادداشت

رودبارزمین، سلمان گلشنی/ هنوز مدتی مانده به انتخابات، ما شاهد جیرفتی هستیم که در تب انتخابات می سوزد، تبی که مثل همه تب هایی که آدمیزاد می گیرد به هذیان گویی ختم می شود. هذیان هایی که با تلفن همراه به خلوت خانه ها و پستوها نیز سرک می کشند. تلفن همراه به خودی خود بخش زیادی از وقت کاربران  را به خود اختصاص داده و هنگام کار یا بیکاری نمی شناخت که حضور نرم افزارهایی چون واتس آپ، وایبر، تلگرام و الا ماشاا... آن را تشدید کرد. دراین بین شاهد حضور افراد و مسئولانی هستیم که تا بامداد و ساعات پایانی شب هنوز تلفن همراه خود را به کناری نگذاشته و در تب رو به فزون انتخاباتی مشغول تبادل اطلاعات با اعضای گروه می باشند و یا برای رقبا خط ونشان می کشند و شبگردی می کنند. شبگردی مدرن در شهری که گزمه ها در آن خفته اند. بگذریم و بپردازیم به بیماریی  که چون عشق دو تراژدی رسیدن و نرسیدن را در خود جای داده است. هر شخصی که به این تب  مالیخولیایی دچار شود شروع به هذیان گویی می کند،اما هذیانهای انتخاباتی کمی فرق می کنند، کاندیدها پس از دچار شدن به این تب چون قهرمانهای شکست ناپذیر هالیوود توانایی انجام معجزه آسای تمامی امور را دارند. گاهی می شوند «جیمز باند» گاهی «بت من» گاهی«مرد عنکبوتی» گاهی «تارزان» ،خلاصه از هر قدرتی شمه ای را برای جمع آوری رای! ببخشید برای حل مشکلات مردم  در اختیار دارند.از بیکاری گرفته تا حل کردن مشکلات حقوقی،مسکن،عمران و آبادانی شهرها و روستاها، کافیست مشکلت را فقط به زبان بیاوری آنوقت کاندید چون «غول چراغ جادو» آن را در چشم به هم زدنی حل می کند.حال هر مشکلی هست باشد، البته وعده حل کردنش را خواهد داد. کاندیدای انتخاباتی چون «پری های مهربان» فیلمهای تخیلی در کسری از ثانیه  به  شهروروستاها سفر می کنند و وعده سرخرمن می دهند، خرمنی که چون مَثلی روستایی فقط در روز «نُهشنبه » پیمیده (وزن) خواهد ش. در چشم به هم زدنی با همه فامیل می شوند در مراسمات غم وشادی شرکت می نمایند و برخی از آنها حتی ادعا می نمایند در صورت انتخاب نشدنشان تاریخ مذهبی نیز تحت تاثیر قرار خواهد گرفت یا مسیر تاریخ به انحراف کشیده خواهد شد، نمونه اش در دور گذشته انتخابات مجلس سخنران یکی از کاندیداها که نامش محفوظ می باشد به مردم هشدار میداد اشتباهی را که مردم در دوران امام حسین (ع) انجام دادند شما تکرار نکنید،جالب اینجاست موقع ایراد این سخنرانی صدای اذان مغرب بلند شد اما ایشان بدون توجه به فریضه نمازهمچنان سرگرم پرچانگی بود ومردم بیچاره می اندیشیدند که چه کار کنند تا آیندگان قضاوت خوبی از آنها داشته باشند.

یکی دیگر از معجزات کاندیدا های انتخاباتی این است که پس ازتب سرد رسیدن یا نرسیدن به صندلی مجلس «آلزایمر» می گیرند و همه چیز را فراموش می کنند. اما انصافا قشنگ ترین تصاویری را که میتوان برای یک شهر متصور شد باید از زبان تصویری وسرشار از استعاره  کاندیداها به نظاره نشست: شهری چون عنبر آباد به سادگی دارای کارخانه های مدرن رانی و فراوری محصولات کشاورزی می شود.مشکل بیکاری که بماند، کشاورزان جنوبی آنقدر متمول می شوند که چون جنتلمن های اروپایی خواهند توانست تعطیلات آخر هفته خود را به «هاوایی» و«سواحل کارائیب» سفر کنند و اگر وقت داشتند سری هم به «جزایر قناری» بزنند وهرچه زودتر برای رسیدگی به امور کارخانه ها برگردند عنبرآباد. کاندیداها قادرند «مدینه فاضله ای» را که افلاطون پس از یک عمر تلاش  نتوانست آن را بسازد و دست پیدا کنند درلحظاتی  کوتاه قول درست کردنش را بدهند و طرح اش را برای شنوندگانشان به تصویر بکشند و همراهانشان را با خود به سفرنامه ای خیالی ببرند. اما ای کاش ای کاش فقط با سیاست زدگی   به عقب رانده نمی شدیم.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مطالب ویژه