چهارشنبه 6 خرداد 1405
unnamed     

نماد

یادداشت

مدیران ضعیف و منفعل در تمام دنیا وجود دارند در این متن  عبارت ضعیف و یا منفعل با ویژگی های ذیل عملیاتی  شده است، مدیرانی  که دارای ویژگی هایی چون وجدان کاری پایین ،عدم روحیه نقد پذیری ،استفاده نادرست از منابع و امکانات کشور،بی توجهی به نظرات اطرافیان ،غرور خارج از تناسب ،عدم توجه به اصول شایسته سالاری ،استفاده نادرست از بیت المال ،فاقد تجربه و تخصص مرتبط و....    هستند. هر مدیری که حداقل پنج مورد از این ویژگی ها و شاخص ها را  که خود به گونه های خردتری  برای سنجش دقیق ترتقسیم  شده اند ،داشته باشد در دسته بندی مدیران ضعیف و منفعل قرار می گیرد. با توجه به شواهد و داده های موجود، این مدیران  به وفور یافت می شوند.

مدیر  ضعیف، فرمانداری است که طراحی و تنظیم  سند توسعه شهرستان را به شخصی غیر بومی واگذار می کند که با شرایط اقلیمی و جغرافیای ،تاریخی ،اجتماعی واقتصادی  منطقه بیگانه است.در تهیه و تدوین برنامه های توسعه اقتصادی و اجتماعی منطقه که مستلزم شناخت علمی و کارشناسی شرایط موجود آن منطقه ،توجه به ابعاد فرهنگی ، اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی و مشارکت واقعی و معنادار شهروندان است،اهمیتی نمی دهد.فرمانداری است که از مدیر بودن فقط پشت میز نشینی در یک اتاق بزرگ و مجلل را یاد گرفته  و به منشی خود سفارش می کند که به دیگران بگوید:"آقای فرماندار وقت ندارند" مدیرانی هستند که از نقد گریزان وشدیدا به این علاقه مند هستند که تعداد چاپلوسان ایشان بیشتر شود و تعداد افراد بیشتری در برابرشان از جا بلند شوند وتعظیم کنند.مدیرانی  که در طول سالیان متمادی هرگز نتوانستند آنچنان که باید درمقابل مرکزنشینان از حق آبه جازموریان دفاع کنند.مسئولی است که جذب اعتبار را فقط در برجسته کردن مسائلی از قبیل سیل زدگی و انعکاس آن در رسانه ها می بیند ، بدون اینکه طرح وبرنامه موثر وپایداری داشته باشد.مدیری است که با نداشتن برنامه منسجم واقدام موثر در برابر خشکسالی و بی توجهی به سیستم های مکانیزاسیون ازقبیل قطره ای و..باغات  شهرستانش تبدیل به بیابان می شود.مدیری در این دسته بندی جای می گیرد که برای رفع مشکل اسناد مالکیت زمین های کشاورزی و بهره مندی کشاورزان از تسهیلات و وام های کشاورزی تلاش چندانی نمی کند.

 مدیری است که به خاطر حفظ پست و مقام خود،افراد نور چشمی و غیر بومی  و رشته های غیر مرتبط سفارش شده  برای استخدام را بر نیروی بومی ترجیح می دهد (نمونه ا ستخدام  افراد غیر بومی  در بعضی مدیریت های اموزش  وپرورش که نیامده قصد برگشت داشتند و یا کاردان ساختمانی که در یکی از مدارس مشاور قرار داده شد) .فرماندار یا مسئولی که به خاطرحفظ موقعیت به جابه جایی بودجه مناطق محروم  ودرختکاری در شهری دیگر نه تنها اعتراضی نکرد بلکه خود با افتخار در این درختکاری شرکت کرد.فرمانداری که علنی یا غیر علنی  با استفاده از امکانات دولتی  و بیت المال از فرد مورد نظر خود حمایت می کند اما در سخنرانیهایش مدام در دفاع ازحقوق  مردم سخن می راند . رئیس اداره آب و یا برقی که کارکنانش بدون در نظر گرفتن ورشکستگی سال گذشته کشاورزان نسبت به مشترکان روستایی برخورد ناشایست دارند ،به مردم بی پناه بی حرمتی می کنند و آب و برق را به روی مردم قطع می کنند

مدیری است که ارباب رجوعی را که  از روستایی دور افتاده،برای انجام کارش به دفتر او مراجعه کرده به فردا پاس می دهد  درحالی که می توانست همین امروز کارش را انجام دهد.مدیری که شایستگان را منزوی و افراد فاقد تخصص مرتبط در زمینه کاری را به عنوان مشاور و معاون خود بر می گزیند.مدیری است که مردمش آب اشامیدنی سالم ندارند ،همه ساله تعداد زیادی از مردم را آب آلوده بیمار می کند و او در این راستا تلاش چندانی نمی کند.مدیری است که اهمیت پژوهش و تحقیق را برای برای پیشبرد بهتر امور،نیل به توسعه و رهایی منطقه اش از چنگال فقر ومحرومیت نادیده می گیرد.مدیرانی  منفعل هستند که  با خودرو پلاک قرمز ادارات دولتی که متعلق به بیت المال است در همه جا تردد دارند و بعضا آنها را در مراسمات و جشن های خصوصی و خانوادگی می بینیم. مدیر آموزش و پرورشی  است که به دنبال بالا بردن آمار قبولی و کسب رتبه در استان به مدیران مدارس جهت تغییر و بالا بردن تصنعی نمرات فشار می آورد و باوجود دارا بودن مدارس فاقد امکانات آموزشی و کپری گزارش خوبی از وضعیت مدراس به مدیریت بالا دستی ارائه می نماید و دغدغه دانش آموزان محروم او را از خواب بیدار نمی کند.

مدیران آموزش و پرورشی که برای خوشنام کردن خود پیش مسولان استانی از طریق آمار وارقام صوری و ساختگی سعی در قرار گرفتن در بالای جدول رتبه بندی دارند اما خودشان به خوبی می دانند  که هیچ تغییری در ذهن ،فکر و روان دانش آموز رخ نداده است.مدیری است که روز کاری خود را بدون طرح و برنامه ریزی قبلی شروع می کند، کارها را بدون بررسی ،امکان سنجی و ارزیابی تاثیر اجتماعی وصرفا به این علت که مافوق دستور داده بدون هیچ گونه ابتکار و خلاقیتی اجرا می کند.مدیری  در دسته بندی  منفعل جای می گیرد که تقصیر کار خود را به گردن دیگران می اندازد وبا فرافکنی از زیر بار مسولیت شانه خالی می کند وعموما در خارج از خود به دنبال علت ها و مشکلات است.

فرمانداری در این گروه قرار می گیرد که جلساتش دستور جلسه ندارد وبدتر انکه خود یک ساعت بعد از زمان اعلام شده جلسه را شروع می کند ، از مسائل شهر چندان اطلاعی ندارد وبرخی مدیران شرکت کننده در جلسات شورای اداری  برخی از شهرستان ها نه تنها طرح و برنامه مناسبی ندارند بلکه توانایی  بیان دیدگاه ها و ارائه مطلب در جمع را ندارند، چنین مدیرانی چگونه می توانند با مدیران بالادستی مذاکره کنند و نقشی در تحول  و توسعه منطقه خود داشته باشند.

منفعل،مدیر جهاد کشاورزی شهرستانی است که نه تنها خدمت موثری را به کشاورزان ارائه ننموده حتی قادر نیست  فضای سبز محوطه ساختمان اداری اش را  مدیریت و کنترل نماید.مدیر اداره راهی است که جاده های شهرش غیر استاندارد ، هرسال جان بسیاری از جوانان را می گیرد  و در جهت رفع این مشکل تلاش چندانی نمی کند .
مدیر آموزش و پرورشی است که نظارتی بر نحوه ایاب و ذهاب دانش آموزان ندارد و با امکانات نامناسب آنان رابه کام مرگ می کشاند.رئیس کمیته شهری است که  به  جای محرومان و مستضعفان  در برخی موارد تعدادی از گردن کلفتان  و سرمایه داران را حمایت می کند.

مسئولی که به خاطر حفظ پست حاضر نیست از حقوق محرومان و مستضعفان دفاع کند  و بدون هیچ اراده ای چشم گفتن را از مافوق یاد گرفته است . همان محرومینی که امام  ره فرمودند هیچ عبادتی بالاتر از خدمت به محرومین وجود ندارد ومقام معظم رهبری  هم فرموده اند :«ما برای اجرای عدالت آمده ایم .»

قشر محروم بلند گو و تریبون ندارند. امیدوارم هر کس که این مطلب را می خواند تریبونی برای محرومان و مستضعفان باشد. فرقی ندارد جناح هم نمی شناسد  از این دست مدیران ضعیف و منفعل زیاد داریم، بودن یا نبودن را باید در خود جست وجو کنیم تا بدانیم در کدام دسته قرار داریم.

مدیری که حداقل پنج مورد از موارد بالا در موردش صدق می کنددراین دسته بندی قرار می گیرد . کاش مدیرانمنفعلکه دانسته یا ندانستهو به خاطر منافع شخصی  در مسیر توسعه منطقه خود سنگ اندازی می کنند وسرعت آنرا کم می کنند  زودتر از آنکه دیر شود به اشتباهاتشان پی ببرند و خود را اصلاح کنند.

هدف از این نوشته نادیده گرفتن تلاش برخی مدیران زحمت کش و دلسوز در دولتتدبیر وامید یا دولت سابق نیست هدف توسعه و رهایی این منطقه از چنگال فقر ومحرومیت است که از لازمه های آن تمایز مدیران لایق و نالایق و توجه بهنخبگان و شایستگان، فراتر از چپ و راست و آمد و شد دولت هاست.          "عبدالرضا بلوچ بامری"

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مطالب ویژه