- توضیحات
هرآنکس که شه نامه خوانی کند/ اگر زن بود پهلوانی کند
رودبارزمین : سلمان گلشنی
محیط بسته باعث می شد با ورود هرمیهمانی به روستا اهالی دوره اش کنند، چه پیله وری باشد که گه گاه سروکله اش پیدا می شد یا لوتی ای که هزلیات رکیک می گفت، و چه کتابی باشد مثل شاهنامه یا کتابهای دیگرمانند خرم، خورشید فلک ناز،حیدر بگ و سبز پری که دست به دست می چرخیدند و شبها را خوش می کردند. کتابها با آوازی خوش و با صدای بلند خوانده می شدند. معدود افراد باسواد روستا که به ملا مکتبی معروف بودند این کار را انجام می دادند، تا اینکه کم کم سر وکله رادیوها پیدا شد «تیلس اندریا» اهل ده رادیو را از طریق امنیه ها شناختند که هرچند وقت یک بار برای زیارت امامزاده عبدالله می آمدند و گرد آن جمع می شدند. مهم نبود چه می گوید فقط شنیدن صدایی مهم بود که از وسیله ای عجیب در می آمد. «خوش خوش» اهل ده رادیو خریدند و اخباردنیا را شنیدند و رفته رفته کتاب و کتابخوانی، طرنه و طرنه بازی و قصه های قبل و بعد از آن کنار گذاشته شد. اما خاطره شیرینش برای همیشه در ذهنشان جا خوش کرد.
روال شاهنامه خوانی شبها بود. شبی که قرار بود در خانه کسی کتابی دیگر یا شاهنامه خوانده شود صاحب خانه تا آنجا که می توانست هیزم جمع می کرد تا برای برنامه شب شان مشکلی پیش نیاید و نور به اندازه کافی باشد.البته این شب نشینی ها گه گاه برگزارمی شد که یا مجلس«زادمان» بود یا «شب چله ای» و یا «جشنهای سده» شاید برایشان لذت وشیرینی ای داشت مثل سینما رفتن مثل جمع کردن پول. نقل مجلس، چای بود.چایی آمیخته با طعم دود و پیاله هایی چرکین. شاهنامه خوان ابیات را می خواند و گاه اگر لازم بود توضیحی هم می داد. طنین حماسی ابیات شاهنامه پیچیده می شد در موسیقی معصوم جوش آب درکتری های سیاه و نفیر ابدی« شه گزهایی» که روایتگرخیس،چشمهای اسفندیار بودند وصدایشان برای همیشه در گوش کپرهای غمگین می پیچید. داستان دلاوریهای زنان «گرد» و« یلان» وجد می آفرید و شعرهای تصویری چکاچاک ابزار جنگی موی را برتن سیخ می کرد وزنها ومردها می خواندند:
هرآنکس که شه نامه خوانی کند/اگر زن بود پهلوانی کند
هیچگاه به شاهنامه به عنوان یک داستان نگاه نمی کردند چه رسد به اسطوره ای غیرقابل باور. در جبالبارزجنوبی همزاد پنداری و ارتباطی قوی بین شخصیتهای شاهنامه ایجاد شده بود که فکر می کردند اگر رستم امروز بود چه می کرد و چگونه می جنگید. آیا قدرت پهلوانی او به کار می آمد و بعد به تحولات دور و بر نگاه می کردند ومی خواندند:
درآندم که رستم هنر می نمود/ دولول ومکنز و ورمدل نبود 1
یکی ازداستانهایی که مردم جبالبارز جنوبی در مورد شاهنامه نقل می کنند: روزی رستم در باغش متوجه دو موجود کوچک شد آنها را در پاتابه اش پیچید وبه خانه بازگشت و آن دو انسان کوچک را از یاد برد و خوابش برد. با خارش پایش یاد آن دو موجود کوچک که هم شکلش بودند افتاد و آنها را از میان پاتابه بیرون آورد و به مادرش نشان داد. مادرش به رستم گفت: اینها در آینده جای ما را خواهند گرفت.رستم رو به آنها گفت:اگر رخش مرا سیر گردانید مقدار زیادی به شما لعل و جواهر می دهم و آزادتان خواهم کرد،سپس دو منگال (نوعی داس) به آنها داد، آن دو موجود کوچک شروع به بریدن علف کردند تمام روز را علف بریدند و جلوی رخش ریختند و رخش یک لقمه شان می کرد.تا اینکه نزدیکهای غروب شد و رخش هنوز نیم لاو(شکم ، نیم سیر)هم نشده بود. با خود گفتند این طور نمی شود برای روز بعد باید چاره ای بیاندیشیم و نقشه ای بکشیم تا سر رستم را کلاه بگذاریم و خود را آزاد کنیم. روز بعد قبل از آنکه کار را شروع کنند روی علفها ادرار کردند تا سهار(بدبو) شوند و جلوی رخش گذاشتند و رخش پوز(پوزه) در علفها نکرد وقتی رستم برای سرکشی به کار آنها آمد متوجه شد که رخش سر در آخور نمی کند. فکر کرد که آنها رخش را سیر کرده اند و به وعده اش عمل کرد و انها را آزاد نمود. ولی بعدا متوجه حیله آن دو آدمیزاد کوچک شد و داستان را به مادرش گفت و مادر رستم دوباره حرفش را تکرار کرد:«نگفتم اینها در آینده جای ما را خواهند گرفت؟»(در جبالبارز جنوبی هنوز وقتی کسی حیله گری کند او را منتسب به همان اشخاصی می کنند که سر رستم را کلاه گذاشتند ومی گویند این از نسل یکی از آن دو مرد است.)
کمتر کتابی را می توان یافت که مردم اینگونه با آن ارتباط برقرار کرده باشند، چه ایرانیان شهرنششین یا روستایی. همانطور که در تاریخ معاصر شاهد هستیم حتی رجال درباری نیز دوست داشتند تا با بیتی هم که شده خود را به شاهنامه وصل کنند و شاعران نیز از داستانهای غم انگیزش به گونه ای اندوه و تاثر خود را نشان دهند:
جوانمردیست آیا کشتن فرزند به دست رستم دستان چرا سهراب می میرد؟
مردم روستا ی نورک در مرگ سهراب این داستان را نقل می کنند:
پس از اینکه رستم متوجه می شود که پهلوی فرزندش سهراب را شکافته است و نوشدارویی نیز به او نمی رسد دنبال چاره ای می گردد. کسی به او می گوید در صورتی که چهل شبانه روز او را به دوش بکشی فرزندت را بر زمین نگذاری از مرگ رهایی خواهد یافت. رستم بلا درنگ سهراب جوان را به دوش می گیرد و دور می شود. تا اینکه به رودی می رسد که پیره زال جادو در آب آن مشغول سفید کردن یک پلاس(سیاه چادر) بوده است!. رستم روبه پیره زال جادومی گوید: مگر سیاه هم سفید می شود؟ (کنایه از کار بیهوده) پیره زال جادو در پاسخ به سوال کنایه آمیز رستم می گوید: مگر مرده هم زنده می شود؟. رستم این جمله فریب آمیز را می پذیرد و سهراب را روی زمین می گذارد و سهراب نفسی از سینه بیرون می دهد و روی در نقاب خاک می کشد. رستم متوجه نیرنگ پیره زال جادو می شود که خود را سر راه او قرار داده است و در دم او را می کشد.
اهالی روستا داستان تقدیم کردن کتاب را توسط فردوسی به سلطان محمود غزنوی اینگونه بیان می کنند:
پس از پایان نظم شاهنامه، فردوسی آن را به محمود غزنوی تقدیم می کند. سلطان محمود می گوید: در صورتی که کتاب را تغییر بدهی و شخصیت رستم را آنگونه که من می خواهم تغییر دهی (اشاره به نکوهش ترکان) به ازای هر بیت شعر مقدار زیادی طلا به تو خواهم داد و رستم به خواب فردوسی می آید و به او آدرس خلخالهای طلای پای دیو سفید را می دهد تا به خاطر پول حاضر به این کار نکوهیده نشود و فردوسی طبق گفته رستم با دستیابی وفروش خلخالهای پای دیو سفید به صله محمود بی نیاز می شود و شاهنامه همچنان همانگونه که باید باقی می ماند.
اما در خصوص شاهنامه و شاهنامه خوانی گفتگویی داشتیم با شنبه آزادی از ساکنان روستای نورک که نزدیک به هفتاد سال از سن او می گذرد و نزدیک به نیمی از شاهنامه را حفظ است. البته کهولت سن مانع می شود تا برخی از ابیات شاهنامه را به خاطر بیاورد. کتاب رستم و سهراب را به او می دهم و برایش توضیح می دهم که این کتاب در دانشگاهها تدریس می شود خوشحال می شود که هنوز شاهنامه دردانشگاهها آموخته می شود، چرا که این ذهنیت را دارد که دوران شاهنامه گذشته و به سر آمدهاست. وی می گوید:در این روستا افراد دیگری از جمله مراد اورنگی هستند که قسمتهایی ازکتابهای رایج آن زمان را حفظ هستند. بی بی خانم، همسر آزادی و راوی داستان رستم و پیره زال جادو نگاهی به عکس بی جان سهراب درآغوش رستم می اندازد و داستان رستم وپیره زال جادو را روایت می کند و این بیت شعر را می خواند:
تخم سخن، فردوسی اش کاشت نظامی اش آب داد/ سعدی اش خرمن کرد و حافظ اش برباد داد!
معلوم است که پای ثابت مجالس کتابخوانی بوده است. آزادی درادامه می گوید: شاهنامه در مکتب تدریس نمی شد و فقط کتاب قرآن و دیوان حافظ تدریس می شد وهمینطور کتاب انشا واکابر و برای اینکه خواندن و نوشتنمان بهتر شود شکوائیه یا نامه هایی را که ملا می گفت به عنوان مشق می نوشتیم تا سواد دار شویم. وی داستان رستم واشکبوس را به خوبی در ذهن دارد و با غرور خاصی از دلاوریهای رستم پهلوان ایرانی می گوید:
....بدو گفت خندان که نام توچیست؟ / تن بی سرت را که خواهد گریست
تهمتن چنین داد پاسخ که نام / چه پرسی که هرگزنبینی توکام
...کشانی بدو گفت بی بارگی/ به کشتن دهی تن به یکبارگی
هم اکنون ترا ای نبرده سوار/ پیاده بیاموزمت کارزار
پیاده مرا زان فرستاد طوس/ که تا اسب بستانم از اشکبوس
....کمان را بمالید رستم بچنگ/ بشست اندر آورد تیر خدنگ
ستون کرد چپ را و خم کرد راست/ خروش از خم چرخ چاچی بخاست
-
اسلحه های معمول در دوران قاجار
- توضیحات
رئیس دانشگاه علوم پزشکی جیرفت:
در جنوب کرمان هیچ موردی از آنفلوآنزا نداشتیم اما پیشگیری الزامی است
رودبارزمین/ محمدرضا محمدی ساردو رئیس دانشگاه علوم پزشکی جیرفت در نشست خبری که به منظوراطلاع رسانی در خصوص بیماری آنفلوآنزا و راههای پیشگیری از آن برگزار شد، گفت: آنفلوآنزا نمونه های مختلفی دارد و یک نوع آن آنفلوآنزا h1n1 یا همان آنفلوآنزای خوکی است که علائم شدیدتری نسبت به بقیه موارد دارد که البته هر سال مقاومت در برابر ویروس بیشتر می شود و نوع آن ممکن است نسبت به سال قبل قوی تر شود. محمدی با بیان اینکه این مورد آنفلوآنزا یک سرماخوردگی شدید است که برای افراد در معرض خطر مشکلاتی ایجاد می کند، افزود: افراد در معرض خطر دارای سیستم ایمنی ضعیف هستند که اطفال،سالمندان،زنان باردار و بیمارانی که زمینه بیماری دارند مانند بیماران قلبی،ریوی و دیالیزی و سرطانی و...را تشکیل می دهند که این طیف در مواجهه با آنفلوانزا حالشان بدتر می شود و نیاز به بستری پیدا می کنند. محمدی خاطرنشان کرد: در زمینه تامین دارو جای هیچ نگرانی نیست زیرا سیستم بهداشت و درمان در جنوب کرمان بیش از پیش فعال است و دارو به میزان کافی وجود دارد.وی از توزیع 3000 هزار واکسن آنفلوآنزا در سطح داروخانه های شهر خبر داد و گفت: این میزان واکسن توسط بخش خصوصی توزیع می گردد که البته واکسن معجزه نمی کند ولی برای گروههای در معرض خطر بهتر است این واکسن را تزریق نمایند.
محمدی در ادامه گفت: تا کنون هیچ موردی از ابتلا به آنفلوآنزا در جنوب کرمان گزارش نشده است ولی مردم باید در مقابل آن نکات پیشگیری را رعایت کنند. رئیس دانشگاه علوم پزشکی جیرفت راههای جلوگیری از گسترش آنفلوانزا را در سه گزینه ساده بیان کرد و افزود: 1- دست دادن و روبوسی اکیدا ممنوع شود. 2- دست ها را مکررا با صابون بشوئید.3- به هنگام عطسه و سرفه جلوی دهان گرفته شود و افراد مبتلا یا کسانی که با فرد مبتلا در تماس هستند، از ماسک استفاده کنند.محمدی در ادامه به مردم اطمینان داد که اگر موارد مذکور را رعایت نمایند با مشکل مواجه نخواهند شد و پیشگیری صورت می گیرد. بالاخره فصل سرما آنفلوانزا همیشه بوده و الان هم هست و غیر از مراقبت کار دیگری لازم نیست.
لازم به ذکر است شیوع بیماری آنفلوانزا h1n1 اینروزها در شمال استان کرمان گسترش فراوانی داشته است .به طوری که تا کنون 22 نفر مبتلا به این بیماری جان خود را از دست داده اند و همه فوت شدگان از بین بیماران در معرض خطر بودند.
- توضیحات
محمودرضا اکبری رئیس هیئت مدیره جیرفت گاز در گفتگو با رودبارزمین :
کمبود گاز در جنوب کرمان حاصل بی توجه ای مسئولان است
مژده مشایخی
کمتر از یک ماه است که مردم جنوب کرمان با مشکل کمبود سیلندر گاز مواجه هستند و روزهای متوالی را برای بدست آوردن آن در صف های طولانی به انتظار می نشینند. این در حالی است که کمبود گاز هر چند سال یکبار در این منطقه اتفاق می افتد و متاسفانه از سوی مسئولان شهر، استان و کشور برای عدم تکرار آن چاره ای اندیشیده نمی شود.
با وجود اینکه جنوب استان کرمان از نعمت گاز لوله کشی برخوردار نمی باشد و متاسفانه علی رغم وعده و وعیده های چندین ساله، عملیات اجرایی پروژه گازرسانی با کندی صورت می گیرد و به این زودی ها قرار نیست مردم جنوب از آن بهره مند شوند، این موضوع می طلبد که مسئولان برای بهره مندی آسان مردم از سیلندرهای گاز تلاش نمایند تا حداقل با مشکل کمبود سیلندر گاز مانند آنچه اینروزها شاهد هستیم، مواجه نشوند.
بنا به اخبار رسانه های مختلف خبری، مسئولان شهرهمگی بر این نکته اتفاق نظر داشتند که ؛« به دلیل تعمیر پالایشگاه هرمزگان،کمبود گاز ایجاد شده است و تا پایان آذرماه این روند ادامه خواهد داشت. همه مسئولان مربوطه یعنی فرماندار،رئیس شرکت پخش فراورده های نفتی شهرستان و... گفته اند که برای رفع این مشکل بیشتر از این کاری از دستشان برنمی آید و باید منتظر پایان تعمیر پالایشگاه هرمزگان باشیم.»
گفتنی است کمبود سیلندرگاز باعث مختل شدن زندگی مردم جنوب کرمان شده است، به طوری که برخی یک هفته را در نوبت دریافت سیلندر گاز می گذرانند و با توجه به این کمبود متاسفانه بازار سیاه در این میان رونق زیادی گرفته است و هر سیلندر گاز گاهی تا دو برابر قیمت واقعی آن به فروش می رسد. شنیده ها حاکی از آن است که در پنج شهرستان جنوبی استان وضعیت کمبود گاز بحرانی تر است و قیمت هر سیلندر تا 15 هزار تومان افزایش داشته یعنی چیزی بیشتر از دوبرابر قیمت واقعی ان که 6 هزار تومان است.
رودبارزمین برای کسب اطلاعات بیشتر در زمینه کمبود سیلندر گاز در جنوب کرمان گفتگویی با مهندس محمودرضا اکبری رئیس هیئت مدیره جیرفت گاز و استاد بازنشسته دانشگاه تهران انجام داد. اکبری کمبود گاز در جنوب کرمان را نتیجه بی توجه ای مسئولان دانست که جنوب کرمان را مانند شمال استان برخوردار از لوله کشی گاز می دانند... گفتگوی کوتاه ما را با اکبری بخوانید:
چرا هر چند سال یکبار جنوب کرمان با کمبود سیلندر گاز مواجه می شود؟
هر چند سال یکبار پالایشگاه هرمزگان تعمیر می شود و به دلیل اینکه تنها منبع تامین گاز جنوب این پالایشگاه می باشد، در زمان تعمیر، با مشکل کمبود سیلندر گاز مواجه می شویم. این در حالی است که در این شرایط باید گاز مورد نیاز مناطق از محل مخازن ذخیره گاز پالایشگاه تامین گردد که متاسفانه در این مواقع در مورد جنوب کرمان کم لطفی صورت می گیرد و گاز مورد نیازش را تحویل نمی دهند.
چرا گاز مایع مورد نیاز جنوب کرمان را در اولویت دریافت از ذخایر مخازن قرار نمی دهند؟
-
ببینید، استان سیستان و بلوچستان، هرمزگان و جنوب استان کرمان مناطقی هستند که لوله کشی گاز در آنها صورت نگرفته است و هنوز گاز مایع خود را از طریق سیلندر دریافت می کنند. پالایشگاه هرمزگان گاز مورد نیاز این مناطق را تامین می کند و در مواقعی که پالایشگاه تعمیر می شود نیز مقدار زیادی گاز مایع در مخازن خود ذخیره دارد، که استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان از محل این ذخیره گازی بهره مند می گردند و حتی در مواقع تعمیر پالایشگاه با مشکل کمبود گاز مواجه نمی شوند. اما منطقه جنوب کرمان در اولویت دریافت از مخازن قرار نمی گیرد و گازی هم به آن تحویل نمی شود.بنابراین مشکل کمبود گاز در منطقه پیش می آید.
چرا جنوب کرمان مانند سیستان و بلوچستان و هرمزگان از سهمیه ذخیره گاز برخوردار نمی شود؟
-
به دلیل اینکه تا کنون مسئولان پیگیری نکرده اند سهم گاز جنوب در مواقع تعمیر پالایشگاه داده شود. باید مسئولان استانی به مسئولان مافوق خود متذکر شوند که چون در جنوب کرمان مانند شمال استان گازرسلنی صورت نگرفته است تا شرکت پخش فراورده های نفتی سهم گاز جنوب را در مواقع تعمیر پالایشگاهها مانند دو استان هرمزگان و سیستان و بلوچستان تامین کند.
ببینید، جنوب کرمان یک مشکلی که دارد مرکز نشینان امکانات آن را مانند استان کرمان می دانند. مثلا چون در استان کرمان لوله کشی گاز سالها انجام شده است ،گمان بر این است که در جنوب هم این اتفاق افتاده است. بر همین اساس در مواقع تعمیر و مواردی از این نوع پالایشگاه بر اساس آنچه از او خواسته می شود عمل می کند و جنوب کرمان از ذخیر گاز پالایشگاه محروم می گردد. این در حالی است که مسئولان شهرستان باید با پیگیری مدوام خود از مسئولان استانی بخواهد مشکل جنوب کرمان را رفع کنند و آن را جز شهرهایی که گازرسانی به آنها صورت نگرفته است قلمداد نمایند.در حالی که این اتفاق صورت نگرفته است و پالایشگاه هرمزگان هم اولویت تحویل گاز را به دو استان سیستان و بلوچستان و هرمزگان می دهد.
شرکت جیرفت گاز،این کمبود را چگونه جبران می کند؟
-
ببینید جیرفت گاز در این زمینه کم کاری نمی کند و همه کارکنان این شرکت طبق معمول همیشه وظیفه خود را انجام می دهند. مقداری گاز را با زور و فشار از پالایشگاه بندرعباس تامین می کنیم که با این مقدار کم شرکت جیرفت گاز نمی تواند کمبود گسترده گاز در منطقه را جبران کند. مجبور است گاز مورد نیاز را از پالایشگاه اصفهان تامین نماید. اما به دلیل بعد مسافت و هزینه زیاد کرایه و... نمی شود همه گاز مورد نیاز را از اصفهان تامین کرد، یعنی از عهده شرکت خارج است و مقرون به صرفه نیست. شما در نظر بگیرید یک سرویس به اصفهان برابر است با سه سرویس به بندرعباس. پس چون مخارج تامین گاز از اصفهان بسیار هزینه بر است شرکت نمی تواند کمبود گاز را جبران نماید و فقط بخش کوچکی از کمبود گاز را رفع می کند. همچنین تامین گاز از جاهای دیگر هم به دلیل مسافت زیاد در توان شرکت نیست.
آقای مهندس، اینکه برخی معتقدند گاز در جنوب انحصاری است و همین انحصاری بودن آن باعث پدید آمدن این مشکلات می شود،چه توضیحی دارید؟
-
ابدا انحصاری نیست. ببینید در کشور ما 50 درصد گاز کشور را ایران گاز و پرسی گاز حمل و توزیع می کنند یعنی 50 درصد بازار کشور متعلق به 2 شرکت گاز است و حرفی از انحصاری بودن در سطح کشور نیست. سوال من از کسانی که چنین بحث هایی را مطرح می کنند این است که چطور است که در همه سالهای گذشته چنین حرف هایی بیان نشده؟ اما الان که در یک دوره موقت با مشکل مواجه شده ایم بحث انحصاری پیش آمده؟
به نظر من کسانی که این بحث ها را پیش می کشند فرار رو به جلو می کنند تا مشکلات را به گردن دیگران بیاندازند.
اینروزها که می توان گفت دوران بحران گازی در جنوب است،از مدیران چه انتظاری دارید؟
-
چیزی که من در این چند روز بحران گاز دیدم این است که متوجه شدم مدیران ما مدیران بحران نیستند،در این زمینه آموزش ندیده اند. من توقع داشتم مدیران منطقه جلسه ای در این خصوص بگذارند و از من هم بخواهند به این جلسه بیایم تا با همفکری یکدیگر برای این مشکل چاره ای اندیشیده شود.اما متاسفانه این اتفاق نیفتاد.
جیرفت گاز در 20 سال گذشته همه مشکلات را خودش رفع کرده و در مواقع بحران انتظار دارد مدیران دست به دست هم دهند مشکل را برطرف کنند نه اینکه فرار رو به جلو داشته باشند و مشکلات را به گردن دیگران بیاندازند. البته این بحران هم تا یکی دو هفته دیگر تمام می شود.
کمبود گاز مایع تا کی ادامه دارد؟
-
تا اتمام تعمیر پالایشگاه بندرعباس، یعنی تا اواخر آذرماه مشکل کمبود سیلندر ادامه دارد.
اکبری در پایان از مسئولان شهرستان و استان خواست مشکل جنوب کرمان را پیگیری نمایند تا شرکت پخش فراورده های نفتی ایران، جنوب کرمان را در زمینه گازرسانی مانند استانهای هرمزگان و سیستان و بلوچستان ببیند و در مواقعی مانند تعمیر پالایشگاه، گازمایع این منطقه را نیز از محل ذخیره سازی پالایشگاه تامین نماید.
- توضیحات
به همت هسته علمی دفتر بسیج دانشجویی شهرستان کهنوج آبانماه امسال تعداد 45 نفر از دانشجویان پنج شهرستان جنوبی از مناطق پارس جنوبی بازدید کردند.
رضا جمشیدی مسئول دفتر بسیج دانشجویی شهرستان کهنوج ضمن تبریک هفته بسیج گفت: بسیج دانشجویی پیرو رسالت خود در بحث علم و همچنین تاکیدات مقام معظم رهبری (مدظله العالی) در مورد علم و نیاز کشور و منطقه به نیروهای متخصص و متعهد با هماهنگی هایی که با منطقه پارس جنوبی انجام شد تعداد 45 نفر از دانشجویان برادر از مناطق پترو شیمی و فازهای گازی منطقه ویژه پارس جنوبی بازدید کردند. در این بازدید دانشجویان با اهمیت منطقه پارس جنوبی در اقتصاد کشور پی بردند و از نزدیک شاهد تلاش و زحمت متخصصان و نیروهای بومی برای پویایی اقتصاد کشور بودند.
جمشیدی افزود:همچنین با هماهنگی هایی که با منطقه چهارم دریایی سپاه انجام شد دانشجوها از نزدیک شاهد حضور و پاسداری دریا دلان از قطب اقتصادی کشور و همچنین خلیج فارس بودند.
مسئول بسیج دانشجویی شهرستان کهنوج ادامه داد : این سفر بسیار خوبی بود و دانشجویان جنوب کرمان با دیدن این همه تاسیسات و تلاش متخصصان و صحبت با مهندسان و متخصصان، تجربه های جدیدی به دست آوردند و با انگیزه مضاعف از این سفر به مراکز علمی خود بازگشتند که با تلاش خود نقش مهمی در سربلندی و سرافرازی کشور عزیزمان داشته باشند.
رضا جمشیدی در پایان از همه کسانی که برای انجام این سفر زحمت کشیده بودند به ویژه ناحیه بسیج دانشجویی استان کرمان، ناحیه بسیج سپاه شهرستان کهنوج ، فرماندهی منطقه چهارم دریایی سپاه،مهندس یوسفی مدیرعامل محترم منطقه ویژه پارس جنوبی ،مهندس صفائیان مدیر عامل محترم پتروشیمی غیر صنعتی پازارگاد و منصور شکرالهی رئیس دادگستری عسلویه و عضو کمیته امنیتی و اقتصادی منطقه پارس جنوبی و هسته علمی بسیج دانشجویی تقدیر و تشکر کردند.
****************************************
طاها طاهری
عسلویه،اقتصادی ترین شهر ایران
شاید اولین تصور در خصوص این منطقه ،مشعلهای مشتعل آن باشد.ولی این سخن مسئول یکی از فازهای پارس جنوبی که به درآمد این منطقه اشاره کرد و گفت :''درآمد سی روز یک فاز از این تاسیسات ،تامین کننده 70 درصد یارانه کشور است'' به عظمت عسلویه و منطقه پارس جنوبی و حساسیت آن برای کشور و اقتصاد کشور پی بردم.
بی گمان ماحصل این سفر ،صرف مشاهده عظمت و رحمت خداوند و پی بردن به اهمیت زیاد منطقه پارس جنوبی بود.
همچنین همنشینی در کنار مهندسین و متخصصین حاذق نفت و گاز و هم صحبتی با ریئس دادگستری آن هم با گویش محلی،حس نزدیکی و اعتماد به نفس و انگیزه به خصوص برای دانشجویان مناطقی همچون رودبارزمین که از نظر موقعیت جغرافیایی و اقتصادی و سیاسی ضررهای زیاری را متحمل شده را دوچندان میکند.
*****************
میثم اطمینانی
همیشه نام عسلویه را از صدا و سیما و گاهی از دوستانم می شنیدم اما تصویری مبهم و ناشناخته داشتم تا اینکه هفته گذشته از طرف دانشگاه در یک سفر علمی از این مناطق بازدید کردم و تازه متوجه شدم چه تفاوت فاحشی است میان شنیدن و دیدن ، در این سفر بیشتر به نعمات و منابع عظیم گازی و نفتی کشورم پی بردم و سجده سپاس بر خاک نهادم از این الطاف الهی و از زاویه دیگر به عظمت ایران بار دیگر واقف شدم و چه میدان های گازی عظیمی و نیز پالایشگاه های سر به فلک کشیده و نیز مردمی آرام و سختکوش و نظمی عجیب که بر آن منطقه حاکم بود سکوتی که پر از معنا بود گاهی فکر می کردم شاید در کشوری دیگر هستم زیرا از های و هوی و بی نظمی ها و شلوغی های بی مورد و بر هم ریختگی معمول سایر شهر ها خصوصا شهر خودم خبری نبود و دیدار با آقای شکراللهی رییس دادگستری عسلویه که من را بیش از پیش به تحصیل و کسب علم ترغیب و به نوعی روحیه ام را مضاعف کرد تا بتوانم به کشورم و شهرم خدمت کنم . این سفر بسیار تجربه انگیز بود و کاش زودتر اینها به این سفر می رفتم تا شاید با چشمانی باز مسیر زندگی و اشتغال خودم را انتخاب می کردم امید دارم چنین بازدید های علمی مستمرا برای دانشجویان و دانش آموزان در دستور کار مسئولین باشد چرا که هم محیط علمی و تجربی است و هم عملی است . و در پایان تشکر از همه کسانی که در برگزاری این سفر علمی همکاری کرده و موثر بودند.
**************************
یوسف امیری نارویی
وقتی دوستم پیشنهاد یک سفر به عسلویه برای بازدید علمی داد خیلی برایم جالب بود ولی سریعا به یاد بیماری افتادم که قرار بود او را همراهی کنم تا کرمان که دوره درمان خود را ادامه دهد این پیشنهاد را رد کردم اما بعد از یک روز به نحوی شرایط مهیا شد تا من هم یکی از مسافران این سفر علمی باشم روزی که خواستیم حرکت کنیم هوای تازه ای برای شهرمان بود بارندگی که خیلی غریب شده برای این منطقه خلاصه راهی شدیم و به دلیل شدت بارندگی در مسیر که باعث شد راه 10 ساعته را 20 ساعت برویم. چشمهایم را که باز کردم مشعل هایی از آتش را در کنار خود دیدم و شگفت زده از این مسئله که کار اینها دیگر چیست؟ و برای چه روشن هستند؟ در سمت راستم هم فقط چراغ هایی که عین ستارگان آسمان میدرخشیدند و این نمایانگر عظمت و بزرگی تاسیساتی بود که در آنجا قرار دارند در حالی که محو این عظمت بودم به هتل رسیدیم خسته ولی با کنجکاوی و اشتیاق به فردایی که پیش رو داشتیم خوابیدیم.
روز بعد به عظمتی که شب گذشته فقط کور سوی از آن را دیده بودم مواجه شدم ریگ ها و جازهای منطقه ما کجا و این تاسیسات و پالایشگاه های پیشرفته کجا .
عزیزان زیادی در آنجا زحمت کشیده و میکشند برای من و تو تا که ایرانی بهتر و سرفراز داشته باشیم
در آنجا با رئیس دادگستری عسلویه آقای شکرالهی که از منطقه رودبار زمین بود دیدار کردیم
آنجا بود که به خودم بالیدم که اگر شرایط برای ما مناطق محرومی ها مهیا باشد ما هم میتوانیم به عرصه های مهم پا بزاریم با دیدن این فرد موفق احساس غرور کردم در مقابل مهندسین و کارکنان آن منطقه مهم که فردی از دیار ما آنجا سری در سرها داریم..
آنقدر در این سفر مسائل و موضوعات قابل دیدن بود که نفهمیدیم کی تموم شد روزی که داشتیم بر میگشتیم 3 چیز را فهمیده بودم:
1_ برای این امنیت و اقتصاد زحمت های زیادی کشیده اند
2-من هم میتوانم پا به عرصه های بزرگ بگذارم با تلاش و کوشش
3_دوستان ما میتوانند نقش مهمی در پیشرفت ما داشته باشند
راستی آن مشعل ها هم ضایعاتی بود که از این طریق دور ریخته میشد .
انشالله زمینه همچین سفرهایی همیشه برای دانشجویان و دانش آموزان مناطق محروم ما فراهم شود
در آخر هم تشکر میکنم از دوستان بسیج دانشجویی و همه کسانیکه در انجام این سفر زحمت کشیده اند
- توضیحات

هئیت ووشو شهرستان رودبار جنوب یکسالی که از تاسیس آن گذشته است توانسته است علاقه مندان زیادی را در این رشته جذب نماید و در مسابقاتی که در این یکسال حضور پیدا کرده است مقام های زیادی را در مسابقات کشوری و استانی کسب نماید و در مسابقات کشوری اخیر که در استان بوشهر برگزار شد موفق به کسب رتبه اول این مسابقات شدند. در ادامه گفتگوی رودبارزمین را با مسئولین این تیم میخوانیم.
منصور خانه گیررئیس هیئت ووشو شهرستان رودبار جنوب گفت: درخشش مقتدرانه تیم ووشو شهرستان رودبار جنوب و کسب مقام قهرمانی کشور در استان بوشهر با توجه به حداقل امکانات ورزشی نشان دیگری از شایستگی ها ،توانمندی های جوانان عزیز و پر نشاط شهرستان رودبار است.
خانه گیر ضمن تقدیر و تشکر از مربیٰ کادر فنی و سرپرست تیم و همه عزیزانی که تیم ووشو را مورد حمایت قرار دادند.این قهرمانی را به مردم ورزش دوست رودبار تبریک و تهنیت عرض میکنم و از خدای متعال عزت و سربلندی و موفقیت هر چه بیشتر شهرستان رودبار را در عرصه های مختلف خواستاریم.
مالک علیمرادی دبیر هیئت ووشو شهرستان رودبار و مربی باشگاه قهرمانان گفت: بیش از یکسال از تاسیس هیئت ووشو و باشگاه قهرمانان می گذرد که با استقبال خوب نوجوانان و جوانان روبرو شد و در این مدت بیش از 100نفر علاقه مند به این رشته در باشگاه شرکت و تمرین کردند که متاسفانه به دلیل عدم امکانات ،خیلی از این مشتاقان که استعداد خوبی هم داشتند زود از دنیای ووشو و ورزش کنار رفتند.
دبیر هیئت ووشو رودبار در مورد امکانات رشته ووشو گفت:شهرستان رودبار فاقد امکات رشته ووشو می باشد که حداقل توقع ورزشکاران داشتن یک سالن است که آن را هم نداریم و تمرینات ما در جاهای مختلفی از جمله زمین چمن مصنوعی برگزار می شود که نمی توان از ورزشکاران انتظارات زیادی داشت تا بتوانند در مسابقات مقام کسب کنند. و در یک سال اخیر ما چهار بار مکان تمرین را جابه جا کردیم که باعث شد تعدادی از هنرجویان و ورزشکاران از ادامه دادن این رشته ورزشی انصراف دهند.
علیمرادی همچنین به استعدادهای شهرستان رودبار اشاره کردند: شهرستان رودبار پتانسیل های بسیار خوب و استعدادهای درخشانی دارد که می توانند ورزش رودبار را در سطح کشور مطرح کنند و با چشم اندازی که ما برای ووشو رودبار در نظر گرفته ایم در آینده با حمایت مسئولان حداقل چند بازیکن تیم ملی و بازیکن لیگ برتر ووشو داشته باشیم همانطور که یکی از ووشوکاران ما عضو تیم ملی بوده است.
علیمرادی در مورد مسابقاتی که حضور داشته اند هم گفت: تا حالا در هفت مسابقه کشوری و استانی شرکت کردیم که در این مسابقات ووشو کاران ما خوش درخشیده اند و مقام های زیادی کسب کردند و در دو مسابقه کشوری هم که حضور داشتیم مقام های اول را کسب کردیم که در آخرین مسابقه در بندر گناوه استان بوشهر که با 15 ورزشکار شرکت کردیم و14 ورزشکار ما روی سکو رفتند و در مجموع تیمی هم تیم رودبار مقام اول این مسابقات را کسب کرد و فنی ترین بازیکن هم نجم الدین علیمرادی از شهرستان رودبار انتخاب شد.
نجم الدین علیمرادی عضو تیم ملی ووشو و باشگاه قهرمانان رودبار که سابقه بازی در تیم های لیگ برتری نظیر گاز هرمزگان،شهرداری بندرعباس ومقاومت کرمان را در کارنامه خود دارد و در مسابقات کشوری درگناوه به عنوان فنی ترین بازیکن انتخاب شده بود هم گفت:تنها خواسته و توقع ما از مسئولان داشتن یک سالن مخصوص ووشو در شهرستان هست که بتوانیم تمرین کنیم.
مالک علیمرادی در پایان ضمن توصیه به علاقه مندان به ووشو در شهرستان رودبار تاکید کردند: کسانیکه میخواهند در این رشته حضور پیدا کنند و در این رشته رشد کنند و حائز رتبه های برتر شوند باید به صورت مداوم در تمرینات شرکت کنند و حضور مقطعی نمی تواند موفقیت شما را تضمین کند.
و همچنین از کسانیکه که در این مدت حامی ما بودند و به ما دلگرمی میداند از جمله رئیس هیئت ووشو شهرستان آقای خانه گیر و فرماندار محترم و معاونت سیاسی فرمانداری و بخشدار و شهردار جازموزیان، شهردار رودبار، ریاست محترم آموزش و پرورش و مسئول اداره ورزش و جوانان و رئیس اصناف ،رئیس مرکز بهداشت و آبفار روستایی شهرستان صمیمانه تقدیر و تشکر میکنم.
باشگاه قهرمانان رودبار جنوب:
خیابان دولت واقع در مدرسه نمونه دولتی بوعلی شماره تماس:
09133498681-09139492900علیمرادی



کلیه حقوق مادی و معنوی وب سایت برای پایگاه خبری رودبارزمین محفوظ می باشد.